http://s5.picofile.com/file/8128904900/RED_BOOK.jpg

خلاصه قسمت نهم سریال سرزمین بادها - تصاویر زیبا
X
تبلیغات

خلاصه قسمت نهم سریال سرزمین بادها

خلاصه قسمت نهم سریال سرزمین بادها

خلاصه قسمت نهم سرزمین بادها

ادامه خلاصه را در ادامه مطلب مشاهده نمائید



تو قسمت قبل دیدید که دوجین با موهیول برای کشتن سفیر ژین به گوگوریو اومدند و یون هم مسئول بردن شربت برای پادشاه شد و اکنون ادامه ی ماجرا

موهیول میره نزدیک شاه یوریو میخواد شمشیرش رو پرتاب کنه که ... دوجین سر میرسه و نمیذاره اینکارو بکنه

و دوجین موهیول رو میبره پیش بقیه وبه افرادش میگه موهیول باید از مامورین کنار گذاشته بشه چون از دستورات من سرپیچی کرده و به مارو میگه از خودش ماجرا رو بپرس و من به خاطر قصد شخصی ماموریت رو به خطر نمی اندازم
دوجین هم به مارو میگه می خواد شاه یوری رو بکشه و این تو برنامه های ما نیست و موهیول هم میگه دیگه تکرار نمیشه و دوجین هم قبول میکنه
 

هائه اپ هم برای یوری خبر می اره که وساجا که مسئول سایه های سیاه است به ادوگاه سایه های سیاه رفته و حتما برنامه هایی داره که یوری میگه برای من مهم  نیست و من باید از سفیر زین پذیرایی کنم

گویو می اد و به دخترهایی که تازه به قصر اومدند میگه شما لازم نکرده تومراسم باشید که یون میگه باید خود ملکه بگویند وگرنه دستور شما رو قبول نمی کنیم که گویو بعدش قبول میکنه
چوبالسو یکدفعه می اد جلو و به یون میگه من تو رو قبلا جایی ندیدم؟ که یون میگه فکر نکنم و گویو بهش میگه هر وقت یه خشکل می بینی چرت و پرت میگی

گویو هم سریو رو میبینه و یاد اون مبارزش با سریو می افته –اتونوقت که نمی دونست سریو یه شاهزاده است و بقلش کرده بود و دابالسو هم میگه شاه یوری چقدر بی رحمه که اونو به یک گیسانی داده

شب موهیول میره پیش وین تا نقشه ی قصر رو از یون بگیره و وقتی نقشه رو میگیره میخواد برگده که سربازا میان و اوندوتا اهم از هول و ترسشون اینطوری زیر دیوار پنهان میشن

دوجین و موهیول بعد از اینکه نقشه ی قصر رو به دست میارن سربازا رو بی هوش می کنند و وارد اتاق نوشیدنی ها می شن و میخوان اونا رو به زهر مسموم کنن که میشنونن داره صدای پا میاد و از اونجا درمیرن

هائه اپ و گویو می ان و می بینند سربازا بیهوش هستند و چند تا تکون بهشون می دهند و بیدار میشن و هائه اپ جای چند تا سوزن رو گردن سربازا می بینه و میگه در رو باز کنید ولی وقتی در ورباز میکنن میبینن کسی داخل نرفته

یون که مامور ریختن نوشیدنی برای شاه یوری و سفیر ژین شده میره و لیوانهاشون رو سمی میکنه

چوبالسو دوباره جلوی یون سبز میشه و بهش میگه واقعا تا حالا همدیگه رو ندیدیم که یون میگه نه و می خواد کمی با یون رابطه برقرار کنه که یون دستش رو کنار می زنه و در همین حین گویو می اد و میگه دست از این کارهات بردار

 

هائه اپ که مشکوک شده سربازا رو می بره تا پزشک قصر بررسیشون کنه . پزشک قصر به هائه اپ میگه این جای سوزن سمی است و این سم ادمو نمیکشه اما بیهوش میکنه


هی اپ هم میاد پیش یوریو میگه این جشن در خطره برای همین نباید برگزار بشه ولی یوریم یگه امنیت رو خب بیشتر کنین

 

مهمونی شروع میشه و خدمتکارا برای دادن نوشیدنی وارد میشن و یون دو تا جام طلا جلوی شاه و سفیر میگذاره که سفیر به یوری میگه عجب جامی
یون می خواد نوشیدنی رو بریزه که یوجین میگه یه هدیه برای شما دارم و دو تا جام که خودش ساخته رو می اره

 
یوری هم میگه این نوشیدنی رو برای اتحاد بینمون میل می کنیم و هر دو با هم می خورن که سفیر ژین یکدفعه خون بالا می اره و می میره

سربازا همه جا رو محاصره می کنند و مارو و دوستشون هم چند تا مواد دود زا تو سالن می اندازن و موهیول و دوجین در می رن و رئیس محافظا هم به هائه اپ این موضوع رو میگه

یون می خواد فرار کنه که یکی از سربازا شمشیرش رو زیر گلوش میگذاره و در این حین یکی از پشت بهش خنجر می زنه و دوجین و موهیول سر می رسن و یون رو فراری می دن

ملکه هم حالش گرفته شده و یه یوجین میگه مراسم تاجگذاری رو عقب انداختن که یوجین بهش میگه روابط بین گوگوریو و زین به هم ریخته و بهتره فعلا نگران جشن نباشی

یون زخم موهیول رو درمان میکنه و دوجین هم از دور میبینه که شونه ی یون زخمیه و بهش میگه پاشو بریم تا زخمتو درمان کنم
و اینطوری با عشق زخم یون رو درمان میکنه و موهیول بدبخت از دور تماشا میکنه و میفهمه که این دوتا چقدر بهم محرم هستن

موهیول هم میره میشینه یه گوشه  که مارو میاد و به موهیول میگه نکنه تو هم یون رو دوست داری و موهیول هم میگه نه و مارو بهش میگه اون از یه خانواده ی درباری است و ما در اصل برده هستیم پس پاتو بیشتر از گلیمت دراز نکن

در راهع برگشت به کشور بزرگ بویو مارو  از یون می پرسه اونا که جامها رو عوض کردند پس چطور سفیر ژین مرد؟ که یون میگه یه مقدار سم با خودم برده بودم و اونو داخل جام سفیر ژین ریختم که دوجین میگه حون خودت رو به خطر انداختی و میگه دیگه از این کارها نکن

یون پیش موهیول می اد و بهش میگه به خاطر اینکه جونم رو نجات دادی ازت ممنونم و موهیول میگه شما بیش از یک بار جون منو نجات دادی و هنوز بهتون بدهکارم

خبر کشته شدن سفیر ژین رو برای تسو می ارن و تسو هم به وساجا افرین میگه و وساجا هم میگه روابط بین گوگوریو و ژین به هم خورده
و تسو برای اونا نوشیدنی می ریزه و به موهیول که می رسه ازش می پرسه اهل گوگوریو هستی؟ که موهیول میگه اره و برای دوجین هم نوشیدنی نمی ریزه . و وقتی هم میخوان جام ها رو ببرن و بالا و شراب رو بخورن دوجین اینطوری ضایع میشه

وقتی هم میان بیرون موهیول به دوجین میگه شاید اعلی حضرت اشتباه کردند که برات نوشیدنی نریختن
که دوجین به موهیول میگه به خاطر اینکه پدرم یه خائن بوده این کار رو کرد و هر چقدر کار با ارزش براش بکنم خون خیانت از رگهام پاک نمیشه

یون هم میاد پیش پدرش و به پدرش میگه نمی دونم شاه تسو در مورد دوجین چی فکر می کنه که وساجا بهش میگه نترس حتما شاه تسو چیزی در نظر داره

موهیول هم که برای دوستش نگرانه به بقیه که دارن برای خوشگذرانی می رن میگه تا دوجین نیومده جایی نمی ریم که مارو هم نمی ره و دنبال موهیول می ره

یه سرباز می اد و به دوجین میگه شاه تسو باهات کار داره و دوجین هم می ره تا شاه تسو رو ببینه
تسو هم برای دوجین نوشیدنی می ریزهو بهش میگه تو عمرم برای دوچیز حسرت خوردم یکی بخشیدن جومونگ و یکی هم کشتن پدر تو و تو رو بخشیدم تا به جای پدرت برام جبران کنی

بعد تسو لیوان خودشو به دوجین می ده و دوجین هم بهش میگه تا اخر عمرم بهتون خدمت می کنم

 یون و  مارو و موهیول دو رهم نشستن و منتظر دوجین هستن و وقتی هم اون میاد  با هم نوشیدنی می خورن کلی میگن و میخندن

یوری فکر می کنه مشکل از جام ها بوده اما گویو بهش میگه مشکل از جامها نبوده و هائه اپ میگه کوزه باعث مرگ سفیر ژین شه
یوری هم میگه من خودم هم از اون گوزه خوردم پس چرا من نمُردم؟که هائه اپ دهنه ی کوزه رو به یوری نشون میده و میگه کسی که نوشیدنی رو می ریخته سم رو از یک طرف دهنه برای سفیر ریخته و از طرف دیگه برای شما
یوری هم به هائه اپ میگه حالا هر طوری که بوده . اتحادی که به اون سختی با ژین برقرار کردیم از بین رفت و همش به خاطر این بود که به حرفت گوش ندادم و بهش میگه یه راهی برای انتقام گرفتن از شاه تسو پیدا کنید

سانگا همن میاد پیش ملکه و به ملکه میگه اینقدر عجله نکن چون که غیز از یوجین شاهزاده ی دیگری نیست و باگیوک به ملکه می گه کاری که اون الان باید بکنه اینکه که روابط بین گوگوریو و ژین رو بهبود ببخشه

وساجا که الان تو ادوگاه سایه های سیاه است به دوجین میگه نباید از رفتار شاه تسو ناراحت بشی و روزی می رسه که اون دوست داشتنش رو بهت نشون می دوه و به دوجین میگه اون روز باید یونر و خوشبخت کنی
که در همین حن برای وساجا خبر می ارن که به شاه تسو موقع شکار سوقصد کردند و وساجا هم راهی میشه تا ببینه چی شده

 
تسو به رئیس بایگانی میگه فهمیدی کار کی بوده که رئیس بایگانی میگه کار یوری نبوده

 

رئیس بایگانی که دست خودش تو این کاره میگه که اون ادمکش اعتراف کرده کار وساجا بوده
بعد چند تا سوزن نشون تسو میده و میگه اون ادمکش اینها رو داشته و اینها تنها تو بین سایه های سیاه است

وساجا که تازه به قصر اومده از رئیس بایگانی می پرسه اعلی حضرت خوب هستند؟ که رئیس بایگانی میگه کمی اینجا صبر کنید
رئیس بایگانی بر می گرده و به وساجا میگه الان نمی تونی شاه رو ببینی

شاه تسو دوجین موهیول و مارو رو احضار میکنه و به دوجین میگه باید یه خائن رو بکشیید ...

 



نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یه چهار تا عکس هم می ذاشتی بد نبود
جمعه 6 دی‌ماه سال 1392 ساعت 11:12 ب.ظ
امتیاز: 4 1
دستت دردنکنه عالی بود
یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392 ساعت 09:56 ب.ظ
امتیاز: 4 1
سه‌شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 09:09 ب.ظ
امتیاز: 0 1